تبلیغات
مرا عهدیست با جانان ... - حج و رسومات

حج و رسومات [عمومی , ]     یکشنبه 4 دی 1384

دیشب مامان و بابای من و صفا عازم حج شدند. خداکنه حج‌شون حقیقی و مقبول باشه با اثرات ماندگار.

وااای که ما چقدر این مراسم حج رو با سنت‌های الکی و دست‌ و پاگیر، سنگین و خراب کردیم. تو این مدت من و صفا خیلی تلاش کردیم تا از رسومات اضافی کم کنیم. بیچاره حاجی‌ها، برای ادا کردن این وظیفه باید چند برابر هزینه خود حج برای حواشیش کنار بگذارن. چه بسیار کسایی که استطاعت مالی برای خود سفر حج رو دارن ولی برای اینکه نمی‌تونن هزینه‌های جانبی‌اش رو تامین کنن از ادا کردن این حق واجبه خودشون منصرف می‌شن.

 

می‌دونم تا یه حدیش خوبه و ظاهراً توصیه هم شده ولی ساده نه با این همه اسراف و ریخت و پاش. تا چند وقت قبل از رفتن که باید از کسانی که برای خداحافظی و التماس دعاگویی! خدمت می‌رسن، مهمون‌داری کنن. تو سفر حج هم که همش باید مشغول خرید باشن و حواسشون به این باشه که سوغاتی‌ها را از قلم نیندازن. بعد از اومدن هم که یهویی همه میان و همین‌جور گوسفنده که قربانی‌ می‌کنن. تا 1 هفته‌ای هم درگیر مهمون‌داری و بعد هم که دور هدیه بگیری و وزن کنی و چند برابرش هدیه بدی. از همه بدتر اینکه نه هدیه‌هایی که می‌گیری و نه اونا که می‌دی به هیچ دردی نمی‌خوره.

 

مامان من که تمام هدیه‌هایی که تو این 20-30 سال زندگیشون از مکه رفته‌ها گرفته، همین‌جور نگه داشته تا به عنوان سوغاتی به کسای دیگه‌ای بده. این سفر قبلی که رفتم خونه، با مامان و بابا نشستیم و بقچه مقچه‌های مامان رو باز کردیم و این مجموعه عتیقه رو بین اسامی سوغاتی گیرنده‌ها تقسیم کردیم. اونایی رو که فامیل بابام آورده بودن گذاشتیم برای فامیل مامانم و برعکس. رویهمرفته بیشتر از 40 تا از مجموعه 166تایی لیست سوغاتی‌ها اینجوری خط خورد. برای بقیه‌اش هم حساب کردیم حدود 1 میلیون تومان دیگه باید سوغاتی خرید!

 

با صفا سعی کردیم از این رسومات بزنیم. بابای صفا بیشتر همراهی می‌کرد و خودش هم موافق بود حتی مطرح کرد که حاضره برای اینکه قدمی در راستای حذف این رسومات برداره، یه صندوق قرض‌الحسنه بزنه و هزینه مهمونی بعد از حج رو به عنوان بودجه اولیه آن به نیازمندان محلشون (که اتفاقا خیلی هم هستن) قرض بده تا کم‌کم سالهای بعد کسای دیگه هم اینکار رو بکنن و صندوق درست و حسابی راه بیفته. ایده خیلی عالی بود ولی متاسفانه عملی نشد. برای سوغاتی‌هاشون هم که رفتن همه رو از همین ایران گرفتن که اونجا مجبور نشن وقت بگذارن.

 

بابای من هم طفلک نمی‌دونست در برابر اصرارهای ما و مامان چکار کنه. از یه طرف حرفش منطقیه. میگه وقتی اونا برای حج عمره‌شون من رو دعوت کردن یا سوغاتی آوردن که نمیشه من برای حج تمتع دعوتشون نکنم و سوغاتی ندم. برای برگشتشون هم که نوبت تالار گرفتن برای مهموناشون باز خوبه که تالار بزرگ خالی پیدا نکردن و مجبور شدن یه تالار کوچک با گنجایش 400 نفر رزرو کنن.

 

شهر صفا اینا خیلی کوچکه و از این مراسما اونجا خیلی زیاد و پر تعداده. صفا میگه قبلا رسم بود وقتی کسی می‌مرد، تا 3 روز اغلب مردم شهر به صرف ناهار و شام خونه صاحب عزا دعوت بودن که خیلی هزینه و زحمت داشت. می‌گفت یا بار یه آخوندی یه روز عید که همه تو مسجد جمع بودن قسم‌نامه‌ای نوشت و داد همه امضاء کردن که دیگه مراسم‌های عزا فقط با چای و میوه برگزار شه. واقعاً که خدا خیرش بده، کاش کسی پیدا بشه برای حج هم از این قول‌ها بگیره.

× راستی دیشب صفا نشست و دعای در حق پدر و مادر از صحیفه سجادیه رو خوند و برای قبولی حجشون دعا کرد. نمی‌دونم از خوندن دعا چه حالی بهش دست داده بود و به چی فکر می‌کرد که همین‌جوری اشک می‌ریخت. حتی موقع خداحافظی تلفنی با مامانم هم نتونست خودش رو کنترل کنه. من کلی شرمنده شدم از این همه احساساتش و اینکه خودم حال خوبی نداشتم.

×× خدایا زیارت حقیقی کعبه ظاهر و کعبه باطنت (که حضرات انبیاء، اوصیاء و اولیاء هستند) رو نصیب همه‌مون قرار بده.

این بخش رو هم در همین زمینه از فصل "رفع ظلمت عادات و رسوم" (به صورت خلاصه) از

كسی كه می‌خواهد مراحل طریق حق بپیماید، باید راه و رسم طی طریق را فرا گیرد و در این فراگیری به علل غیر رحمانی نیز بی‌اعتنا نگردد، كه طی طریق حق منوط به آشنایی با راه و رسم آن و جمع شرایطی است كه از جمله آن شرایط، ترك عادات و رسوم و خودخواهی است.

چون سالك به ایمان اكبر رسید، باید مهیای مهاجرت كبری گردد و آن، هجرت به تن است از مخالطه اهل عصیان و مجالست اهل بغی و طغیان، و هجرت به دل است از مودّت و میل به ایشان، و هجرت به تن و دل است از آداب و رسومی كه سالك را از راه خدا باز می‌دارد، چه این آداب و رسوم از مهمّات بلاد كفر است.

در اجتماع مادی، ‌انسان مقید به این آداب و رسوم وهمی و خیالی است، كه اهل دنیا بدان عادت دارند و سود و زیان و محاورات و معاشرت‌ها و رد و بدل‌های خود را براساس آن استوار می‌سازند. سالك باید از این عالم وهم و خیال بگذرد. عارفان این را تعبیر به جنون كرده‌اند، زیرا كه مجنون به آداب و رسوم مردم آشنایی ندارد و بدان‌ها وقعی ننهد، و مدح و ذم مردم را به دیده بی‌اعتنائی نگرد و از حركت و قیام آنها برعلیه او، هیچ ترس و باكی به دل خود راه ندهد.

طالبی كه هنوز از عالم عادات و رسوم خارج نشده به بیماری روانی خودخواهی مبتلا گشته، نمی‌تواند مراحل راه حق را طی كند و به یقین رسد. بزرگان فرموده‌اند عبادات و طاعاتی كه از روی عادات و رسوم انجام یابد، مقبولیتی در پیشگاه الهی ندارد.

طالب واقعی در طی طریق حق باید چنان جازم باشد كه مخاویف عدیده از ماسوی را به خود راه ندهد و از این امور محزون و مهموم و مغموم نشود، و الاّ ممكن است با در نظر گرفتن رضایت عده‌ا ی از جلب رضای خدا غافل شود. انصراف از رضایت حق و حركت در جهت جلب رضای مردم، در اثر استیلای نفس است، لذا سالك باید نفس را تحت عقل الهیه و طاعات واقعی و ریاضات و مجاهدات در آورد و به كلی از نفاق به دور باشد. سفر به کعبه جانان جلد 3 انتخاب کردم.

نوشته شده توسط سما در ساعت 01:12 ب.ظ | نظرات : | لینك مطلب


مطالب گذشته ...

صفحات ...


منوی اصلی ...

صفحه اول وبلاگ       تماس با من       کوتاه درباره من


موضوعات ...


لینکستان...
لوگوی من



جستجو ...

از خودم بپرس یا برام پیغام بگذار:


آمار وبلاگ ...

امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل نظرها :

كل بازدید ها :

نظرسنجی ...


eXTReMe Tracker $2.95 a month web hosting