تبلیغات
مرا عهدیست با جانان ... - حجاب‌های راه

حجاب‌های راه [گزیده از کتاب , ]     دوشنبه 5 دی 1384

در راه طالب وصال، حجب فراوانی است كه او باید آنها را برطرف نماید. بزرگان فرموده‌اند كه حجاب سه است: نفس، خلق، دنیا و این سه حجاب عام است. حجاب خاص نیز سه است: دید علم، دید طاعت، دید خدمت و كرامت. گرچه علم وسیله كمال است، اما در نهایات ممكن است حجابی ایجاد كند. حجاب علم از سخت‌ترین حجاب‌ها و شدیدترین موانع است.

 

اگر سالكی به توفیق حق موفق به زیارت حضرت مولای زمان (ع) گردد، او به مقام مشاهده نایل شده و این نعمت بزرگی است كه شیطان را در آن دخالتی نیست. حجاب علم را برطرف نمی‌نماید مگر شهود ظاهری یا باطنی. تا سالك طریق حق به مقام شهود نرسیده نمی‌تواند از حجاب علم گذر نماید. اما نور مشاهده آن حجاب را از سالك می‌گیرد و حتی به مقامی منجر می‌گردد كه مقام علم را در نظر او پست می‌نماید.

 

شهود، در وهله اول آفت عجب علم را از او می‌زداید و در می‌یابد كه علم با نظر مرشد، وسیله است نه مقصد، چراغ راه است نه منزل. در وهله دوم، اختیار مختصری را هم كه سالك طریق برای خود فرض می‌نمود، از او نفی می‌كند.

حركت كمالی جز از طریق توجه دل به خدا ممكن نیست. ذكر خدا و توجه دل به او، نور دل دوستان است و آئینه جام عارفان؛ چراغ سینه موحدان است و آسایش و مرهم خسته‌دلان؛ شفاء دردمندان است و طبیب بیمار‌دلان.

اما اگر سالك، ذكر و مجاهده و اكتساب خود را بیند و منظور نماید، رفع عوایق و حجب نتواند. گرچه در آیات بسیاری توصیه به ذكر و اخذ معرفت و محبت شده، اما بعضی مواقع ذكر مانع است و محبت و معرفت، حجاب گردد. اگر ذكر، معرفت و محبت منظور شود، در آن صورت سالك بنده ذكر و یا بنده معرفت و محبت گشته، نه بنده مذكور و یا بنده معروف و محبوب.[...]

 

اكثر سالكین، محبان كرامات و مقاماتند، مگر كسی كه جذبه الهی او را فرا گیرد و این وقتی است كه محبت و معرفت و ذكر منظور نگردد. چه، توصیه به این امور نه بدان معناست كه اینها رساننده حقیقی سالك به هدف است.

عارف علت موفقیت را این امور نداند، بلكه با رفع این علل و عوایق از خود، از جذبه الهی به خدا رسد «وَ مَنْ لا فَلا»، بدون واقع شدن در حوزه جاذبیت الهی به او نتوان رسید. كسی را كه جذبه الهی فرا گیرد، چنان مجذوب خدا گردد كه دیگر او را به غیر توجهی نباشد و التفات او از ماسوای حق منقطع گردد. به موصول الیه از وصول فانی شود، و به معروف از معرفت، و به محبوب از محبت «فَهُوَ مِنَ اللهِ وَ اِلَی اللهِ وَ مَعَ اللهِ وَ فِی الله».

 

الهی گرفتار آن دردیم كه دوای آن تو دانی. در آرزوی آن سوزیم كه سرانجام آن توئی. ما چه دانستیم كه مادر شادی رنج است و در زیر یك ناكامی هزاران گنج است. ما چه دانستیم كه زندگی در مردگی است و مراد در نامرادی است. زندگی، زندگی دل است و مردگی، مردگی نفس. تا در خود نمیری كی به حق زنده گردی. بمیر ای دوست اگر مِیِ زندگی خواهی.

 

الهی آن كه زندگی او توئی او كی بمیرد. الهی از كرم تو همین چشم داریم و از لطف تو همین گوش داریم كه بیامرزی ما را كه بس آلوده‌ایم به كرد خویش، و بس درمانده‌ایم به وقت خویش، و بس مغروریم به پندار خویش، و بس محبوسیم در سزای خویش. ما را دست گیر به فضل خویش. باز خوان ما را به كرم خویش، و بارده ما را به احسان خویش.



نوشته شده توسط سما در ساعت 02:12 ق.ظ | نظرات : | لینك مطلب

مطالب گذشته ...

صفحات ...


منوی اصلی ...

صفحه اول وبلاگ       تماس با من       کوتاه درباره من


موضوعات ...


لینکستان...
لوگوی من



جستجو ...

از خودم بپرس یا برام پیغام بگذار:


آمار وبلاگ ...

امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل نظرها :

كل بازدید ها :

نظرسنجی ...


eXTReMe Tracker $2.95 a month web hosting