تبلیغات
مرا عهدیست با جانان ... - ظرفیت ثروت

ظرفیت ثروت [عمومی , ]     شنبه 10 دی 1384

کم‌کم زمستون شروع شده، و هوا داره سرد میشه. چند سالیه زمستون که میشه خیلی از خودم خجالت می‌کشم. خجالت می‌کشم وقتی در کمد لباس‌هام رو باز می‌کنم و می‌بینم که این همه لباس رو بی‌استفاده نگه داشتم که شاید هر از چند ماهی یه‌بار بپوشمشون. یکی رو به بهانه اینکه مادر بزرگم برام بافته. یکی رو صفا برام سوغاتی آورده، یکی خیاطی مامانمه. خلاصه هر کدوم رو به یه بهونه‌ای نگه داشتم. پارسال یه عالمش رو جمع کردم و گذاشتم کنار خونه که بدیم به نیازمندا. یه چند ماهی همین‌جور موند و به کسی ندادیم. آخه دوست داشتم به دست نیازمند واقعی برسه. آخرش صبرم تموم شد و همین جوری دادیم به سفورمون. بدون اینکه بدونیم به سایز خانواده‌اش می‌خوره یا نه؟ اینکه واقعاً نیازمنده یا نه. اینکه از اینا استفاده می‌کنه یا مثلاً میره می‌فروشدشون و ... همیشه با خودم می‌گفتم اگه یه NGO بیاد کالاهای اضافی و بی مصرف مرفهین و ماها رو جمع کنه و به دست نیازمندای واقعیشون برسونه، می‌تونه خیلی مفید باشه. ولی امسال یه جای خوب برای لباس‌هام پیدا کردم. از ذوق رفتم و خودم رو از دست همه لباس‌هایی که فقط وابستگی من رو به دنیا بیشتر می‌کردن خلاص کردم. تا الان حدود 50 تکه لباس شده! به چندتا از دوستام هم پیغام دادم اونا هم استقبال کردن و همین‌جور دارن لباس‌هاشون رو میارن. خدا می‌دونه امسال چند نفر با این لباس‌ها گرم خواهند شد. ...

امسال از چند ماه پیش چند بار به صفا گفتم که بره سراغ اون دوست خیّرش و ببینه چکار می‌کنن. بالاخره بعد از چند بار قرار گذاشتن و بهم خوردن، هفته پیش قرار گذاشتن که در سرکشی ماهانه از خانواده نیازمندان صفا هم با ایشون بره. ظاهراً یه سری خونه‌ها رو شناسایی کرده بودن و هر ماه یه مبلغ ناچیزی به اونا می‌دادن. یه گوسفند هم قربونی کردن و گوشتاش رو بین اونا پخش کردن. صفا می‌گفت آقای خیر در مورد شرایط بعضی از خانه‌ها براش توضیح داده. مثلاً یکیشون که پدر خانواده روانی بوده. برادر بزرگ خانواده که تازه شروع به کار (کارهای ساختمانی) کرده، برقش می‌گیره و می‌میره. برادر کوچکتر چند وقت پیش تصادف می‌کنه و پاهاش می‌شکنه که تو پاش پلاتین می‌گذارن. می‌گفت پدر خانواده که گاهی تعادل روحی خودش رو از دست می‌ده و بچه‌هاش رو می‌زنه، یه بار که در حال زدن همین پسرش بوده، اون رو پرت می‌کنه به سمت پنجره و شیشه می‌شکنه و رگ دست پسره قطع می‌شه. الان هم پاش هم دستش بسته‌است. اتفاقاً دختر عموی همین بچه‌ها هم از دست پدرشون فرار می‌کنه و به این خونه پناه میاره و بعد از یه مدت موندن مجبور می‌شن دختره رو برای همین پسر دست و پا شکسته عقد کنن. خلاصه همین جور خرج و بلاست که در یه مدت کوتاه براشون نازل شده. آقای خیر می‌گفت که مادر خانواده باهاش تماس گرفته که دیگه صبرش تموم شده و می‌خواد همه رو ول کنه و بره. .... واقعاً بهش حق می‌دم. مگه آدم چقدر تحمل داره.‌ با چنین شرایطی فقط با همین 40 هزار تومانی که این آقای خیر (از کمک‌هایی که آشناها و مردم دیگه بهشون می‌رسوندن) بهشون می‌داد زندگی می‌کردن.

اصلاً برام قابل تصور نیست که بچه‌های این خانواده‌ با چه امیدی زندگی می‌کنن؟ دختر این خانواده چطور به یه عروسک در ویترین یه اسباب‌بازی فروشی نگاه می‌کنه؟ به بچه‌های فامیل و اطرافم نگاه می‌کنم. کمدهاشون از فرط پر بودن اسباب‌بازی داره می‌ترکه! اسباب‌بازی‌هایی که اغلب بعد از چند روز جذابیت خودشون رو از دست می‌دن و دیگه سالی یه بار هم سراغش نمیره. چه خوب بود اگه می‌شد بچه‌هامون رو از همون اول با مفاهیم فقر و نیاز آشنا می‌کردیم.

اون دختر بچه چه گناهی کرده که توی اون خانواده به‌دنیا اومده؟ برای یه لحظه تصور کن! چقدر احتمال داشت که من در چنین خانواده‌ای به دنیا بیام؟ آیا اینکه خانواده من از نظر مالی مشکل عمده‌ای نداشتن به خاطر شایستگی من بوده؟ یا صرفاً یه امانت موقتی خدادادی که به ما دادن و می‌خوان ببینن با این امانت چه می‌کنیم؟ آیا خودمون رو می‌گیریم و با دیدن ضعیف‌ترا، یه حس خود برتر بینی بهمون دست می‌ده و ازشون دوری می‌کنیم؟ یا صرفاً یه نگاه ترحم‌انگیز و یه آخی و ....؟ یا نه اینقدر ظرفیت داریم که به خودمون نگیریم و بدونیم که ثروت برتری نمیاره و حق اونا رو هم از این مال خدادادی با رغبت کنار می‌گذاریم، جداً که ثروت بلاست (شاید بیش از بلای فقر)، و چه ظرفیت بالایی رو می‌طلبه که آدم رو در خودش غرق و وابسته نکنه ...

آیا ما مسئولیتی در قبال اونها نداریم؟

 

 



نوشته شده توسط سما در ساعت 11:12 ق.ظ | نظرات : | لینك مطلب

مطالب گذشته ...

صفحات ...


منوی اصلی ...

صفحه اول وبلاگ       تماس با من       کوتاه درباره من


موضوعات ...


لینکستان...
لوگوی من



جستجو ...

از خودم بپرس یا برام پیغام بگذار:


آمار وبلاگ ...

امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل نظرها :

كل بازدید ها :

نظرسنجی ...


eXTReMe Tracker $2.95 a month web hosting