تبلیغات
مرا عهدیست با جانان ... - وفای به عهد

وفای به عهد [عمومی , ]     چهارشنبه 14 دی 1384

اسم وبلاگم رو که می‌خواستم انتخاب کنم یهویی یاد این شعر حافظ افتادم (مرا عهدیست با جانان). دیدم یادآوریه خوبیه برای عهدی که در ازل بستیم و متأسفانه اغلبمون از یاد بردیم. چیزی‌ که خیلی وقته ذهنم رو به خودش مشغول کرده، که متن پست قبلی هم حاصل همین دلمشغولیه. به جنبه‌های مختلف اون حادثه عظیم فکر کردم و مدام صحنه‌هاش رو در ذهنم مرور می‌کنم. اینکه چه شد که انسان انتخاب شد یه بحث مفصل می‌طلبه و شاید هم زیاد به ما مربوط نشه و حکمت خدایی باشه. ولی به نظرم اینکه چه عهدی بسته شده و اون بار امانت چی بود خیلی مهمه. یعنی در واقع چیزی نمی‌تونه از اون مهم‌تر باشه. و چقدر افسوس که این مهم‌ترین وظیفه رو چه راحت و بی‌مسئولیت داریم ازش می‌گذریم. راستی اون امانت چی بود؟

 

چند وقت پیش صفا یه SMS برام زد که:

و گفت: "گاه پیش می‌آید که چونان امانت با ارزشی به ما می‌سپارند که دغدغه نگهداریش خواب شب را از ما می‌گیرد. ای دوست! دل مگر امانت گرانبهای او نیست؟"

 

راستی که دل ما جایگاه چه چیزهاییست. این نوشته هم از کتاب:

«آری خدا خواست جمال کمال خود را در مرآت اشیاء نمودار سازد، لکن این مرآت تیره بود و شایستگی تجلی جمال کمال حق را نداشت، انسان را بیافرید تا به این مرآت جلا دهد تا عکس یار ازلی در آن نمایان گردد، چه انسان الهی جلای صفای این مرآت است. این مرآت همان امانتی است که آسمانها و زمین و کوه‌ها از انتقال و تقبلش تن زدند. تنها انسان بود که متعهد شد آنرا بسوی خدا برگرداند. این قدرت جلا تنها از عشق الهی انسان متجلی است ]...[

آنگاه فرشتگان سر بر انتظار نهادند که زنگار این مرآت الهی کی زدوده خواهد شد و حق آینگی را چه‌کسی اداء خواهد کرد؟ تنها انسان کامل بود که این آینه را از عالم امکان بلند کرده در مقابل حق‌تعالی نگاهداشت و برای اینکه بتواند به آن جلا دهد، اول به مال «ان الله خلق ادم علی صورته» نگریست. چون جمال مرد الهی به مقام انتقاش آمد، به کلی تیرگی از آینه زدوده شد و عکس رخ ساقی ازلی به این جام افتاد. مرد الهی که به دست فلک گردان از نوش باده سرمست شده بود، در این سرمستی یوم‌الفصل، خود را به مقام یوم‌الوصل رسانید.

طرفه آن که در ازل که این امانت را به انسان دادند، صفایی داشت ولی در ابد که او این ودیعه را به ساخت اقدس الهی برمی‌گرداند، صاحب امانت در آن می‌نگرد عجبا! اکنون صفایش چندین برابر شده است.

مراد از خلقت انسان، امانت‌داری و امانت‌گذاری است و تنها مردان الهی می‌توانند به حکم «ان الله یأمرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها» این امانت را به صاحب آن برگردانند، ایشانند که در پیاله هستی خود،‌ رخ یار ازلی را دیده‌اند.»

 

اینا رو که تایپ می‌کردم یاد این شعر افتادم:

دل که آینه صافیست، غباری دارد             از خدا می‌طلبم صحبت روشن‌رایی

 

یادمه روزهای اول آشنایی من با صفا، اون این بیت شعر رو برای من نوشت. ولی حالا که می‌گذره می‌بینم نیاز به یه روشن‌رای حقیقی هست، کسی که زنگار رو از آینه دل خودش زدوده باشه،‌ نه چون من ناتوانی ...



نوشته شده توسط سما در ساعت 11:01 ق.ظ | نظرات : | لینك مطلب

مطالب گذشته ...

صفحات ...


منوی اصلی ...

صفحه اول وبلاگ       تماس با من       کوتاه درباره من


موضوعات ...


لینکستان...
لوگوی من



جستجو ...

از خودم بپرس یا برام پیغام بگذار:


آمار وبلاگ ...

امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل نظرها :

كل بازدید ها :

نظرسنجی ...


eXTReMe Tracker $2.95 a month web hosting