تبلیغات
مرا عهدیست با جانان ... - تسلیم

تسلیم [گزیده از کتاب , ]     دوشنبه 14 آذر 1384

 

امروز صبحی با صفا باز یه بیت شعر افتاده‌ بود تو ذهنش و همش تکرار می‌کرد (معمولا همین جوریه و من نمی‌دونم این همه شعر رو کی حفظ کرده). دیدم خیلی فشنگه، حیفم اومد ازش ننویسم. می‌خوند که:

دل به رغبت می‌سپارد جان به چشم مست یار   گرچه هوشیاران ندادند اختیار خود به کس.

تفسیرش هم جالب بود. اندر احوالات تسلیم شدن. می‌گفت متأسفانه اغلب اینجور  فهمیده می‌شه که تسلیم شدن با عقلانیت منافات داره. و باز از دکتر سروش گله کرد که گفته دوره ما دوره عقله و دیگه چون عاقل شدیم احتیاجی به امام و استاد الهی نداریم. (من و صفا قبلا خیلی از نوشته‌های دکتر سروش رو دنبال می‌کردیم. به حق که خیلی زیبا می‌نوشت، ولی متأسفانه نمی‌دونم ایشون رو چه شده که داره چنین برخلاف جهت حرکت می‌کنه). صفا می‌گفت این تسلیم حضرت دوست و فرستادگان او شدن عین عقلانیت حقیقیه.  و هرکس که به امید هشیاری خودش می‌خواد فقط به عقل محدود و بازیچه هوس تکیه کنه اونه که دور از عقل عمل کرده.

جداً این جناب حافظ هم عجب مفاهیمی رو مطرح کرده. خدایش بیامرزاد.

گفتم تسلیم شدن. اتفاقا دیروز داشتم مطلبی از تسلیم رو در کتاب جلد1 – فصل 1 می‌خوندم. اونجایی که به طور خلاصه احوالات سالک رو بررسی می‌کنه. می‌فرمایند که:

از احوالات سالکین طریق حق که در بین سلوک عازض می‌شود، تسلیم است که فوق مقام توکل می‌باشد. در توکل سالک در انجام امری خدا را وکیل کرده، و تعلق خود را به آن کار باقی‌ می‌داند. ولی در تسلیم قطع آن تعلق نموده ... همچنین این مرتبه فوق مقام رضاست. چه اینکه در مقام رضا هرچه خدا کند موافق طبع او باشد ولی در مرتبه تسلیم سالک طبع خود و موافق و مخالف آن را جمله به خدا واگذارد، یعنی در این مقام او را طبعی نیست که موافق یا مخالف باشد!

تسلیم را مراتبی است:

اول- تسلیم  شدن سالک است به آنچه از عالم غیب در عالم شهادت شهود می‌کند. به سببی از اسباب سماوی یا عرضی. سالک الی الله باید متوجه باشد که در این حوادث شک و شبهه‌ای در قلب او داخل نشود.

دوم- تسلیم شدن علم ظاهر است به باطن، زیرا بعضی از امور از نظر سالک مخفی است و حکم و مصالح آنرا جز خدا نداند.

سوم- تسلیم نمودن آنچه غیر حق است به حق تعالی بدون اینکه تسلیم خود را مشاهده نماید. زیرا در شهودِ تجلی حق باقی نماند چیزی از ظلمات عالم امکان. به جهت اینکه عارف در این مرحله خالص می‌گردد از برای شهود حق و صفات و افعال او، و در نتیجه سالم می‌ماند از شهود تسلیم و سایر متعلقات خود.



نوشته شده توسط سما در ساعت 12:12 ب.ظ | نظرات : | لینك مطلب

مطالب گذشته ...

صفحات ...


منوی اصلی ...

صفحه اول وبلاگ       تماس با من       کوتاه درباره من


موضوعات ...


لینکستان...
لوگوی من



جستجو ...

از خودم بپرس یا برام پیغام بگذار:


آمار وبلاگ ...

امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل نظرها :

كل بازدید ها :

نظرسنجی ...


eXTReMe Tracker $2.95 a month web hosting